-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 27 مرداد 1392 16:50
محمدطاها پیدا شد :)))))))))))))))))))))))))
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 26 مرداد 1392 19:54
1. در پست پایین ، اگه لینک وبلاگی که واسه اشتراک گذاشتم باز نشد ، آدرسش اینه: www.92329.blogfa.com 2. فردا باید حرفهای مهمی بزنم. از خدا میخوام گره ها رو از زبونم برداره :( 3. دیشب ، دو سه ساعت با دخترم حرف زدم. یعنی با همدیگه حرف زدیم. خیلی خوب بود. خیلی چیزا تعریف کرد. خیلی درددل کرد. بعدش بغلم کرد و صورت و گردنمو...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 22 مرداد 1392 17:58
لطفا این وبلاگ رو به هرصورتی که میتونین به اشتراک بذارین... :"(
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 21 مرداد 1392 18:04
1. در ادامه بند 2 اینجا ، دیروز اولین جلسه هماهنگی کمیته رو تشکیل دادیم و هسته اصلی و ساعات حضور و طرحهای اولیه و نام گروه و نام دفترمون رو تعیین کردیم :) 2. دخترم ، شارلاتان نیست. بدجنس نیست. جلب نیست. هفت خط نیست. دودوزه باز نیست. اما احمق و ساده و نادان هم نیست. با اینهمه چون مهربان و احساسیه ، من به...
-
دگرگونه بیست و نه
یکشنبه 20 مرداد 1392 18:06
...ای دل صبور باش و مخور غم که عاقبت این شام ، صبح گردد و این شب ، سحر شود... پ.ن 1. بیتی از غزلیات خواجوی کرمانی. 2. امیدوارم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 16 مرداد 1392 19:26
1. پیشاپیش عید همتون مبارک. سر وقتش نیستم که تبریک بگم. خوش بگذره به همه :) 2. نگران نباشین. خوبم. نوشتنم نمیاد :(
-
دگرگونه بیست و هشت
یکشنبه 13 مرداد 1392 18:27
...وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَن کَثِیرٍ... پ.ن 1. آیه 30 سوره مبارکه شوری. 2. ببخش خداجونم که سر هر تق و توقی ، طلبکارت میشیم گاهی.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مرداد 1392 18:43
1. از سفر برگشتم. کاش بیشتر ادامه داشت... فوق العاده بود. جای همتون سبز :) 2. دیروز ، طی یک عملیات انتحاری ، یک خروار پنکک و رژ لب و ریمل و مداد چشم و رژ گونه نصفه نیمه بعلاوه یک زنبیل شیشه های خالی عطر و اسپری رو به سطل زباله ریختم. بعدش لوازم نو و مامانی رو جایگزین کردم. الان حال هممون ( من و آینه و میز و کشوها )...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 2 مرداد 1392 17:12
1. دارم میرم مسافرت. تا سه شنبه هفته آینده نیستم اینجا. مواظب خودتون باشین و در خونه رو واسه غریبه ها باز نکنین تا برگردم :) 2. خب... خلقم تنگه. حال خوبی ندارم. شنبه شب یکی از دوستان اومده بود دفتر واسه یه مشورت. نمیدونم چطوری بود حرف زدنم باهاش که اون وسط یهو گفت: اعصاب نداریاااا ! خلاصه امروز یه تصمیمی گرفتم. تا...
-
دگرگونه بیست و هفت
دوشنبه 31 تیر 1392 18:20
...إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّـهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ... پ.ن 1. انتهای آیه شریفه87 سوره یوسف. 2. خداجون ، خودت باید کمکم کنی که هیچوقت ناامید نشم. مرسی عزیزم.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 31 تیر 1392 17:46
1. حالم بد میشه وقتی ارباب رجوع جلوی قاضی ، دولا میشه و تعظیم میکنه... از تملق و چاپلوسی متنفرم... یکی از منشی های سابقم هروقت میخواست از اتاقم بره بیرون ، عقب عقب میرفت!!! آخرش باهاش دعوام شد... :( صبح تو دادگستری وقتی این صحنه چندشو دیدم ، دلم طاقت نیاورد. دنبال اون آقا رفتم بیرون از شعبه و صداش کردم و گفتم: کارتون...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 26 تیر 1392 17:06
1. از اولین روز تعطیلات ، دخترم اولتیماتوم داد که اگه لابلای کلاسهای تست و بازآموزی ، یه کلاس باب میلش نره حتما کم میاره و خسته میشه و ... بازم انصاف داره طفلک. خودش گفت که کلاس گیتارشو میذاره واسه بعد از کنکور. چون هر نیم ساعت آموزش ، حداقل هفت ساعت تمرین میخواد و این وقت گرانبها باید امسال ، مصروف تست بشه :( دخترم...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 تیر 1392 19:46
1. از تموم عناصر وجودم ، خستگی میباره... :s 2. امروز ، با صراحت و بی ملاحظه ، مشکلی رو که با دوتا آقایون شورای حل اختلاف داشتم باهاشون درمیون گذاشتم. خب... حرف زدیم و به نتیجه رسیدیم. اما در این راستا ، من معنی ترکیب "فی سبیل الله" رو به خووووووووووبی متوجه شدم :@ 3. یه دادگاه بد داشتم. طرف موکلم خییییییییلی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 تیر 1392 17:37
1. ممنون از کامنتهای خصوصی و مسیجاتون. خوبم. نگران نباشین. بهتر هم میشم به امید خدا :) :* 2. فردا تا ظهر دادگاه... 3. امشب افطار به سفارش دخترم: نون و پنیر و هندونه! 4. یه تمرین مدت دار رو از امروز شروع کردم. هیچی نمیتونم درباره ش بگم اما بعد از اینکه مدتش تموم شد اگه نتیجه گرفته بودم ، همشو باهاتون درمیون میذارم :)...
-
دگرگونه بیست و شش
شنبه 22 تیر 1392 20:07
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که آب می شود دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 19 تیر 1392 18:47
1. هیچی سخت تر از این نیس که بخوای به یه زن بدبخت ، بفهمونی که بابا به پیر و به پیغمبر ، تو هم آدمی! و به اندازه شوهرت از زندگی و عشق و آرامش ، حق داری! جای دستهای شوهرش ، دور گردنش کبود شده و داشته تا مرز خفگی میرفته و تازه این اولین بار نبوده که این اتفاق می افتاده و... میگه: زندگی مو دوست دارم o-0 :@ :"(...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 18 تیر 1392 19:02
1. رای ابلاغ شد. تمام :) از همون جا زنگ زدم به موکلم که خبرش کنم. طفلک اصلا حرف نمی زد. گوشی دست من بود و به هق هق گریه ش گوش کردم... عصر اول وقت ، با گل و شیرینی اومده واسه تشکر... حالم گرفت... چرا باید زندگیشو اینطوری از دست بده... :"((( 2. این واحد بغل ، جدی جدی داره میترکونه. معلوم نیس قراره چی بشه. کلا تغییر...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 تیر 1392 17:25
1. خب... رای دادگاه کیفری استان تایپ شد. فردا به امضاء قضات و مستشاران میرسه و حضورا ابلاغ میشه :) 2. سینه ریزمو با گوشباره هاش که تغییر کردن تحویل گرفتم اما سیستمم ویروس داره. تعمیرکار گفتش تا اطلاع ثانوی به سیستم نزنم گوشی رو. از دست عسکام راحت شدین :"((( هر کی میخواد ست کامل اختصاصی رو ببینه باید حضورا مراجعه...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 15 تیر 1392 17:05
1. یکی از پزشکان دلسوز و خوشنام و معتمد و بامعرفت شهرمون که پدر همکار مهربونم "مریم جون" هم بودن ، صبح امروز بعد از مدتی بیماری و بستری ، فوت کردن. به دوستم و همه مردم که خاطرات خوبی از ایشون دارن تسلیت میگم. روحشون شاد :( 2. یه مدتیه که مشتری یه سایت سنگهای قیمتی هستم. دیروز سه بار با مسیج تولدمو تبریک گفتن...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 15 تیر 1392 08:34
1. دیروز ، به دنیا اومدم :% 2. تموم شماره هام پرید. گوشیم فلش شد. حالا کی؟ همین دیروز که از در و دیوار مسیج تبریک تولد میاد :@ یعنی جونم در اومد بس که نوشتم : شما؟؟؟ تازه بعضیا شیطنتشون گل میکرد و میذاشتنم سرکار :@ مگه دستم بهتون نرسه :@ :دی 3. دوستان گلم که پست رمز دار رو خوندین و ظاهرا نتونستین کامنت بذارین و...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 تیر 1392 19:30
1. الان از ذره بین اومدم. حالم خوش نبود. زودتر برگشتم :/ 2. گوشی نازنینم ، دار فانی را وداع گفت :"((( 3. سینه ریز اختصاصی ، آماده شد و گوشباره ها هم تغییر کرد. عسکشو شنبه میذارم. هنوز تحویل نگرفتم o-0
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 11 تیر 1392 19:46
1. خب... پرونده سنگین دادگاه کیفری استان ، امروز ختم شد. دفاع بسیااااار عالی در حد لبخند و تایید قضات و مستشاران دادگاه و ایضا موکل :) یعنی از الان رای شونو میدونم. مرسی خداجون :* :* :* 2. حالم از رفتارهای غیرحرفه ای و بچه گانه موجودات عجیب و غریبی به نام "همکار" به هم میخوره... اه اه اه... البته که جنس خوب...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 10 تیر 1392 18:33
تفلد زیتونک در سیب... (تا ما غذامونو بخوریم اطراف میز دسر خیلی شلوغ شد و دیگه نتونستم از اونها عسک بگیرم. اونها رو در سایت سیب تماشا بفرمایین :دی)
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 10 تیر 1392 18:08
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 10 تیر 1392 17:15
1. واسه تفلد زیتونک ، رفتیم اینجا . همون نزدیکا ، یه تمام سلف دیگه هم بود اما خودش گفت بریم سیب. جاتون سبز. عسکاشو امروز میذارم :) 2. هر وقت میرم زندان تا دو سه روز ، چهره های غصه دار و افسرده از جلوی چشمم دور نمیشه... :( 3.امروز متهم یک پرونده رابطه نامشروع در جلسه رسیدگی ، هر دو سه دقیقه یکبار به بازپرس میگفت : آقای...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 تیر 1392 17:22
1. فردا ، تولد دخترمه :) عاشق رستورانهای تمام سلفه. واسه اینکه دور همه غذاها و سالادها و دسرها تاب بخوره و به هر کدومش یه ناخنک بزنه :دی میخوام ببرمش یه جای تمام سلف که عشق کنه. اگه رفتیم عسکاشو میذارم :) 2. رفتم که سینه ریز اختصاصی اون گوشباره های اختصاصی رو سفارش بدم. دوست متخصصمون گفت که دیگه پروانه نداره :( مجبور...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 6 تیر 1392 08:48
اینجا را که به یاد دارید؟... پرستار دوست ما در بیمارستانی که او هجده روز در آنجا بستری بود ، می گفت از زبان این زن فقط "العفو" شنیدم و راز و نیاز با خدا و اظهار پشیمانی و توضیح مصرانه و مکرر اینکه نمیخواسته ، خودسوزی منجر به خودکشی شود و صرفا برای هشدار به شوهرش و تهدید او دست به این کار زده و قصد داشته فورا...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 5 تیر 1392 20:03
1. تازه از ذره بین اومدم. خوب بود. نچسب ، قهر کرده رسما. دیگه نمیاد :))) یه خانمی اومده بود با روبند صورت. انگار عربها بهش میگن "پوشیه". من فقط دو تا نصفه چشم میدیدم. خلاصه... خوووووب رصدمون کرد و رفت o-0 2. از بازار نزدیک خونه مامان ، شکوفه خشک بهارنارنج گرفتم. دمنوشش با عسل ، فوق العاده س. آرام بخشه....
-
ت.ط چهار
سهشنبه 4 تیر 1392 19:21
س: آیا در علم حقوق هم مثل سایر علوم ، اسم بی مسمی داریم؟ ج: بله. تا دلتان بخواهد! س: لطفا مثال بزنید. ج: مثلا وفاء به عهد ، حسن معاشرت زوجین ، ریاست زوج بر خانواده! ----------------------------------------------- مجرم سی. یا. سی : آدمی که افکار مردم را با صدای بلند بیان میکند! کلاهبردار : آدمی که سفارشهای محال را می...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 4 تیر 1392 17:59
1. درد همون مشکل پزشکی بی خطر ، شب و روز ادامه داره. مسکنها هم که بی اثر. زنگ زدم به دکترم. از اونجایی که دکترم ، همانا دختر عمومه:دی ، نودونه درصد ویزیتهای بی معاینه ، تلفنی انجام میشه! بهش علائمو میگم. میگه باید مصرف قهوه و نسکافه رو به حداقل برسونم. خب بگو برم بمیرم دیگه :"(((( 2. طرف دیشب اومده مشاوره. یعنی...