-
ت.ط پنج
یکشنبه 26 آبان 1392 15:39
تحت قرار ، بازداشت شدم. دوستم اومده کفالتمو به عهده بگیره. میگه: بازداشت شدی؟ میگم: پ ن پ ، رئیس زندان یه تعارف کرد و منم تو رودربایستی اومدم تو! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دادخواست رو اشتباه نوشته. براش توضیح دادم اشتباهشو. میگه: عوضش کنم؟ میگم: پ ن پ ، باهاش صحبت کن که رفتارشو عوض کنه!...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 25 آبان 1392 17:44
1. خب... من اومدم :دی صبح تاسوعا ، ساعت 8تا9 پیش بابا بودم :) بعدش رفتم خونه دوست نازنینم که خعلی دوستش دارم برای شرکت در مراسمی بسیار متفاوت خالی از گریه زاری و تحریف و خرافه... :) ناهار هم چلو قرمه سبزی نذری :) خانم ریسه رو که یادتونه؟ عکسشو تو آلبوم ببینین. جیگر زندایی زیتونشه :*** جوجه کوچولوم (ریسه) تو بیمارستان...
-
دگرگونه سی و چهار
سهشنبه 21 آبان 1392 18:03
... وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ. پ.ن 1. آیه 227 سوره مبارکه شعراء. 2. این از وعده تو برای ظالمان. کمک کن منظلم هم نباشیم. آمین.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 21 آبان 1392 17:23
1. گاهی مرور خاطرات تلخ ، به آدم جسارت و اعتماد به نفس میده که مطمئن بشه تصمیمش هرچند تلخ اما درست و بجاست. دیروز ، دوستی تماس گرفت و گفت که مشورت میخواد و نمیتونه بیاد دفتر یا خونمون. خواهش کرد توی پارک همدیگه رو ببینیم. از 8 تا 10 صبح قدم زدیم و صحبت کردیم و... خاطرات تلخی مرور شد اما نتیجه خوبی داشت... 2. لاستیک...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 19 آبان 1392 15:38
1. امروز ، آخرین جلسه از کلاس "سیستم حقوقی خانواده" بود. دانشجوها اصرار داشتن که ادامه داشته باشه. خوشحال شدم که خوششون اومده و براشون مفید بوده اما دیگه حالشو ندارم :| 2. گشنمه. دلم ضعف میره. ناهار فقط سوپ خوردم با کلی آبلیمو. هیچی میل نداشتم :| 3. واااااااای... سه روز تعطیلی تو راهه :@@@ 4. هفته آینده...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 18 آبان 1392 19:09
1. پنج شنبه صبح تا ظهر ، شهر تعطیل بود... عصرش از ساعت 3:30 تا 6 ، جلسه کمیته روانشناسی انجمن زنان بودم :) هرچند موضوع بسیار خوبی داشت اما از ناآگاهی و اطلاعات ناقص چند نفر از حاضرین ، خعلی حرص خوردم :( ساعت 6تا7 با دوستم برای شرکت در مراسم همشهری سفرکرده به حسینیه محل مراسم رفتیم.... 2. جمعه صبح تا ظهر ، کوزت :@@@ 3....
-
دگرگونه سی و سه
پنجشنبه 16 آبان 1392 14:41
گه دهری و گه ملحد و کافر باشد گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد باید بچشد عذاب تنهایی را مردی که زعصر خود فراتر باشد. پ.ن 1. رباعی از دکتر شفیعی کدکنی. 2. همشهری ما ، تنها بود.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 16 آبان 1392 08:00
امروز ، سوم محرم است ... یادت بخیر مرد شجاع ...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 15 آبان 1392 17:12
1. دوست شیرینم ، آزاد شد :) :* در حاشیه: کاش هیچوقت ، هیچ پدری بخاطر رفتار و گفتار زشت و زننده پسرش ، شرمنده و خجل نباشه :( 2. امروز ، آخرای پاتوق ، یه مشاوره داشتم که خیییییییییییلی حرص خوردم بابتش :@@@ 3. دفتر من در محاصره یک مسجد و یک حسینیه س. دعا کنین خدا این دوماهو به من صبر بزرگ و اعصاب فولادی بده :((( 4. چرا...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 14 آبان 1392 18:29
1. درحاشیه بند یک پست قبل: دکتر خلیل رفاهی در کتاب گردش ایام میگوید: روزگاری که درقم طلبه بودم بعلت جوانی و خامی و بی ارتباطی با جامعه معتقد بودم که فقط کسی که در قم باشد و روحانی باشد انسان ارزشمندی است!!! اما وقتی در دوره ای که دانشگاه تهران بودم با شخصیت های با فضیلت روبرو شدم فهمیدم که در خارج از قم و در اشخاص غیر...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 13 آبان 1392 17:52
1. امروز تو دادگاه ، زنی رو دیدم که با خوندن نام فامیل خواهان روی دادخواستی که تو دستش بود ، فهمیده بود که ایشون بهاییه. مث دیوونه ها میزد تو صورتش و میگفت با همین دستش که آب خورده و خیس بوده ، به همه وسایلش دست زده و حالا از فرق سرش تا نوک پاش نجس شده!!!!! 2. امروز ، حکم سرپرستی اون کوچولویی که اینجا درباره ش نوشتم ،...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 12 آبان 1392 17:05
1. جلسه دوم "سیستم حقوقی خانواده" بهتر از هفته قبل بود :) استاد تر شده بودم :دی 2. به هم ریختگی خطوط موبایل از صبح تا حالا بیچاره م کرده. یک خبرهایی هست انگار :پی 3. کارتخوان دفتر هم از دیروز قطع شده و کار نمیده. حتما اینم به اون مربوطه :@ 4. یه مسیج اومده به این مضمون مضحک: پژمان! یک گل ملی ، یک سریال...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 آبان 1392 19:38
1. دو روز و سه شب ، خونه مامان کنگر خوردم و لنگر انداختم :دی اصن الان جنازه م :( این دوسه روز ، برای صدهزارمین بار به جان مخترع ماشین ظرفشویی و جاروبرقی و مایکروفر درودهای بی پایان فرستادم :پی همچنین به شرافت زنهایی که برای کمک به امرار معاش خانواده ، حتی روز جمعه و با وجود بچه کوچیک ، اسم "کارگر خونگی" رو...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 8 آبان 1392 17:45
1. دومین و آخرین جلسه کارگاه کمیته حقوقی ، خوب بود و مطمئنم که دوره های بعدیش بهتر هم میشه :) 2. مامانم امشب میاد :*** 3. البته که صداوسیما طی این سالها تا جایی که در توانش بوده با ساخت سریالها و فیلمهای مزخرفش و تیزرهای تبلیغاتی کذبش به شعور همه مخاطبینش توهین کرده ، اما این آگهی "ماهیتابه آگرین" واقعا آخر...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 7 آبان 1392 18:44
1. اولین جلسه کارگاه کمیته حقوقی علیرغم زمانش که اول صبح بود ، خوب برگزار شد :) فردا صبح ، دومین و آخرین جلسه کارگاه دور اول این موضوع :) 2. فردا بعد از کارگاه ، پاتوق :) 3. مامانم ، فرداشب میاد :))) :*** 4. یه بسته شکلات خوشمزه قافلانکوه ، روی میزمه. شیرینی طلاق :( 5. یک اندیشه نو دارم :) مقدماتش رو هم فراهم کردم :)...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 6 آبان 1392 18:05
1. فردا صبح ، اولین جلسه کارگاه آموزشی ویژه دختران مجرد ، کاری از کمیته حقوقی کارگروه انجمن زنان :) 2. امروز با دوستم چندتا مسیج ردوبدل کردیم :) خداروشکر حالش بهتره :) درباره پرونده ش با یکی دیگه از دوستامون صحبت کرده و اون میره واسه دفاع :) 3. تو یکی از مجموعه های کاکتوسم ، یه گل زیبایی هست که اسمشو نمیدونم. ایشون ،...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 5 آبان 1392 16:49
1. تجربه تدریس ، گرچه جالب بود اما برای هزارمین بار یقین کردم که اعصابشو ندارم :| دو جلسه دیگه هم مونده طی دو هفته آینده :| 2. با نهایت خوشوقتی ، فهمیدم که به راحتی میتونم "وسواس احتکار" رو کنترل کنم. همین چند دقیقه پیش از سایتی که عضوش هستم ، مسیج اعلام حراج فصل جواهرات اومد. با بی تفاوتی ، مسیجو پاک کردم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 آبان 1392 20:26
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 آبان 1392 18:36
1. فردا صبح ، اولین جلسه کلاسی که باید برای دانشجوهاش درباره "سیستم حقوقی خانواده" حرف بزنم :) 2. پسردایی ها ، خونه مامانمو آماده کردن واسه اومدنش :) 3. الان کارگروه انجمن زنان شهر ، که من مسئول کمیته حقوقیش هستم ، برای برگزاری نشستهای تخصصی و عمومیش ، مکان مستقل نداره :( ( البته برای جلسات اتاق فکر کمیته ها...
-
دگرگونه سی و دو
شنبه 4 آبان 1392 17:33
...جان چو دیگر شد ، جهان دیگر شود... پ.ن 1. مصرعی از شعر اقبال لاهوری. 2. همه چیز بستگی به "جان" دارد! 3. جانم ، دیگر شده است و جهانم نیز.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 آبان 1392 11:33
1. جلسه عصر پنج شنبه مرکز نور ، عالی بود :) بعد از جلسه ، از استاد مشاور وقت گرفتم که درباره خریدهای غیر ضروری در مواقع بدحالی صحبت کنم. ایشون هم با لطف همیشگی شون همون موقع بهم فرصت دادن که مشکلمو تشریح کنم. توضیح دادم که با خودم مثل یه بچه که حالش بده یا بهونه میگیره ، عروسک و اسباب بازی بهش میدن تا آروم بشه رفتار...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 1 آبان 1392 17:26
1. امروز در پاتوق ، مسائل دردناکی مطرح شد :( 2. متوجه شدم که بنا به استرس های شدیدی که دارم ، واکنشهای عجیب و غریبی ازم سر میزنه :( یعنی کارهایی میکنم که بعدش میفهمم بخاطر استرس بوده :( مثلا خریدهای بیخود و بی ضرورت و صرفا تنوعی و محض سرگرمی! چند ماه پیش تو مسافرت ، یه ساعت نقره مارکازیت خریدم که گرون هم هست. وقتی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 مهر 1392 19:05
1. جلسه کمیته ، پربار بود :) برای یک کارگاه دو جلسه ای ، تایم و موضوع مشخص کردیم و برای نشست عمومی ، برنامه ریزی نموییدیم :) 2. از طرف استاد یه کلاس آموزشی ، دعوت شدم که طی سه جلسه در سه هفته متوالی درباره "سیستم حقوقی خانواده" برای دانشجوها صحبت کنم :) 3. امروز یه غذای جدید یاد گرفتم که البته فکر نکنم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 28 مهر 1392 16:21
1 . عینک آفتابیم که چند روز پیش شکسته بود ، دیشب رسما شکست! چند روز پیش گوشه شیشه ش از دوجا ترک برداشته بود که دیشب کاملا نصف شد :( یکی شبیه همون خریدم. سبک و استاندارد و خشششنگه اما پلیس نیست :( 2. بیشتر از سیصد تا قالب وبلاگ تو سایتهای مختلف دیدم. حدود ده پونزده تاشو پسندیدم و روی وبلاگم پیاده کردم اما هیچکدومشون ،...
-
دگرگونه سی و یک
شنبه 27 مهر 1392 18:56
...یک دفعه ، طفلکی عاشق شد و گم شد دلکش گم که نه ، انگاری که کنده شد اصلا کلکش... پ.ن 1. ترانه فوق العاده با صدای "بهرام پاییز" و شعر "محسن ملکی". 2. وصف حال!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 27 مهر 1392 18:07
1. خب... تعطیلی تموم شد :))) شب عید رو در کلینیک بسر بردم و زیر سرم بودم با اجازه تون :| روز عید هم تا شب گیج زدم و تو خونه استراحت کردم :( 2. یه رنگ جدید و کوپ جدید زدم:) خوشگله. حسابی بهم اومده. دوستش دارم:* 3. مسیج کانون واسه تمدید پروانه اومده:@ یعنی که باید یه پول قلمبه آماده کنم که بریزم به حساب صندوق :@ 4....
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 23 مهر 1392 17:27
1. کودک درون من ، یک بزغاله تمام عیاره :) گاهی اینقدر ورجه وورجه میکنه که خسته میشم از دستش. خوشحالم از داشتنش اما بعضی از عکس العملهاشو که میبینم نگران میشم :| 2. تیرماه ، برگه تشخیص مالیاتم آماده بود اما مودی محترم فرمودن که سرم بابت اظهارنامه ها شلوغه. برو و مرداد بیا. منم از بس به اون اداره ، ارادت دارم که کلا...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 مهر 1392 19:39
1. دختره با مامانش اومده مشاوره. میگه: دو روز مونده به عروسی ، داشتیم وسیله های جهیزیه مو می چیدیم. همه رفتن و من و شوهرم موندیم. خسته بودیم. داشتیم حرف میزدیم و اینا. یهو شوهرم پرید روی قفسه سینه م و گلومو گرفت و چند تا سیلی چپ و راست زد و حالا نزن و کی بزن و داشت منو خفه میکرد که دستم خورد به پارچ آب و افتاد شکست و...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 مهر 1392 18:12
تازه ، اول پاییز است. اما روح من ، سخت چاییده! و پرستاری جز خودم ندارد. سرمای بدجنس زمستان هم که در راه. دلم به امید ، زنده است و به "...کفی بالله وکیلا..."
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 مهر 1392 15:29
1. سرم درد میکنه :( در جهت استقبال از زلزله اصلی ، پیش لرزه ها روی اعصابم رژه میرن :( 2. چند بار که نیم ست دیزاینی اختصاصی مو پوشیدم و مورد توجه و تحسین قرار گرفتم ، تشویق شدم که یه نیم ست دیگه طرح بزنم :دی یه گردن بند سه رشته مروارید دارم. میخوام ازش گردنبند و گوشواره و دستبند و انگشتر درست کنم :) ترکیبش با فیروزه...