-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 20 بهمن 1392 15:45
1. عطر جدیدمو خعلی دوست میدارم :* 2. امروز داشتم بازیهای المپیک زمستانه رو نگاه میکردم. چه کوهستانی... چه برفی... چه ابهتی... لذت بردم از اونهمه تصویر زیبا... اصن سردم شده بود :دییییی 3. تصمیم گرفتم هرماه که واسه جلسه مرکز نور ، دعوت میشم از مسئول مرکز ، یه کتاب امانت بگیرم و تا ماه بعد بخونمش :) 4. خب... یکی از...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 19 بهمن 1392 16:22
1. دومین جلسه نشست مطالعات زنان که عصر پنج شنبه بود ، خیلی بهتر و مفیدتر از جلسه اولش برگزار شد چون به شیوه کارگاهی انجام شد و من این مدلو خیلی دوست دارم :) 2. دیروز و دیشب ، یه دغدغه خیلی تلخ و بزرگ داشتم که همه اعصابمو گرفته بود. با اینحال چون قصد کرده بودم مطالعه کنم ، حواسمو دادم به کتاب. "انسان در جستجوی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 16 بهمن 1392 16:31
1. امروز پاتوق نداشتیم. در واقع بخاطر سردی هوا ، کسی از زیر پتو در نیومده بود :دی من یه مشاوره داشتم. مث همیشه تلخ :( صحبت کردیم و برگشتم. 2. تو هوای سرد فقط آش و شوربا میچسبه. دیشب هوس آش رشته کرده بودم. امروز حوصله شو نداشتم. به جاش یه ترخینه درست کردم توووووووووووپ. جاتون سبز :) 3. فردا صبح ، آرایشگاه :) فردا عصر ،...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 15 بهمن 1392 18:19
1. امروز صبح تا ظهر ، مطالعه :) 2. هوا بس ناجوانمردانه سرد است... 3. فردا صبح تا ظهر ، پاتوق و مشاوره :) 4. بعضی پدر مادرا که میان مشاوره برای مشکلات بچه هاشون ، بهتره برن بمیرن :@ 5. دلم یه کاسه آش رشته پر از کشک و پیاز داغ میخواد :))) 6. قانون مجازات جدید ، وااااااااقعا مبهمه. اعصابمو خط خطی میکنه اصن :@@@
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 14 بهمن 1392 16:42
1. همیشه تو پرونده های کیفری (به استثنای پرونده های کیفری سنگین) ، به موکلم میگم که مراحل ابتدایی از جمله حضور و ارائه توضیح در کلانتری رو خودش انجام بده و از وقتی پرونده به دادسرا اعاده شد ، من کارمو شروع میکنم. بس که از محیط کلانتری و رفتارهای عجیب و غریب بعضی از خواهران و برادران بیزارم :@ یکی از موکلهام که امروز...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 13 بهمن 1392 16:40
1. دیروز ، یه کل کل تلفنی 18 دقیقه ای با یکی از معاونین مدرسه دخترم داشتم. ایشون تماس گرفته بود البته! رفته بوده سرزده تو کلاس دخترم که ناخن های بچه ها رو چک کنه ، مبادا اسلام در خطر باشد :@ (قابل ذکره که دختر من ، دانش آموز پیش دانشگاهیه!!! هنوز سرزده میرن تو کلاس و اندازه ناخنها رو کنترل میکنن!!!) در حین پروژه ناخن...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 بهمن 1392 18:38
1. رفتم جشنواره صنایع چرم :) یه کیف خوشگل اداری خریدم. تو جشنواره 78 تومن تخفیف بهش خورد :) کفش کار و مانتو شلوار رسمی هم خریدم :) مبارکم باشه :دی 2. جلسه ماهیانه مرکز نور ، بیست و چهارم همین ماه برقراره. آقای دکتر روانپزشک که تو جلساتمون شرکت می کنن ، آذرماه از من خواستن که جلسه بهمن رو من برای همکاران مرکز ، صحبت...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 10 بهمن 1392 07:40
هوررررررررررررررررااااااااااااا..... ساعت 7:35 دقیقه صبح 10-11-92 هست و من موفق شدم همین الان از سیستم دکتر کرمانی عزیز ، پایان نامه مو بگیرم..... این موفقیت خوشایند رو اول از همه به خودم تبریک میگم :دییییی :*** و بعدش به مامانم که مشوقم بود :*** از خدا برای همه مشاورین و پرسنل کادر دکتر کرمانی ، تندرستی و دلخوشی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 بهمن 1392 18:01
1. روز بسیار خوب و خوشی داشتم همونطور که دیشب حدس میزدم :*** خدایا دوستت دارم و ازت ممنونم بخاطر همه لحظات قشنگی که به من هدیه میدی :********** 2. بعضیام هستن که انتظار دارن وقتی با یکی دعواشون میشه ، بقیه هم با اون یکی دعواشون بشه تا با این کار ، رفاقتشون به اون بعضیا ثابت بشه... و این در حالیه که وقتی بقیه با کسی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 بهمن 1392 18:07
1. از مرکز مشاوره ، یه کیس معرفی شد که همسرش میخواد ازش جدا بشه. ظاهرا و اونطور که در جلسات مشاوره عنوان شده ، خانم روابط فراخانواده داشته و همسرش بعد که متوجه میشه دیگه نمیتونه باهاش زندگی کنه. حالا که خانمه اومد برای تنظیم قرارداد ، کلا و اساسا ماجرا رو وارونه توضیح داد! نمیدونم... خدا عالمه... قصه خیانت ، قصه...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 بهمن 1392 17:54
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 7 بهمن 1392 17:39
1. صبح خوبی داشتم :* هرچند که بعدش اینقـــــــــــــدر کارم تو دادگاه ، طـــــــــــــــــــــــــول کشید که مجبورم فردا دوباره برم :| 2. یه مسیج فروش ویژه از صنایع چرم برام اومده. تصمیم گرفتم برم کیف اداری و کفش کار و دستکش که لازم داشتم ، بخرم ازشون :) 3. یه نفر که خیلی دوستش دارم ، یه حرفای خوب و امیدوارانه و دلگرم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 بهمن 1392 19:43
1. بعضی اخلاقها اینقده تلخه که هیچ جوره نمیتونم تحملش کنم. همین الان ، یک نفر دیگه به لیست دیلیتی ها اضافه شد که علاوه بر تلخی ، بی ادب هم هست :@ عمرا بذارم روی اعصابم تفریح کنه. خودمو بیشتر از اون دوست دارم :*** 2. چهل و هشت تا کپی گرفتم و مصدقشون کردم. بس که تمبر چسبوندم ، شکل تمبر شدم o-0 3. کنترل برنامه غذایی با...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 2 بهمن 1392 20:10
1. یادتونه گفتم یه استرس بزرگ دارم که آخر ماه تکلیفش معلوم میشه؟ خب... تکلیفش امشب معلوم شد: قرارداد اجاره دفتر رو یکسال دیگه با مالک ساختمان ، تمدید کردیم. مستاجر بودن خیلی سخته و از نظر من خیلی تلخه :( اینکه هرسال ،نگران تمدید باشی و موقع تمدید ، نگران مبلغ جدید اجاره باشی و اگه گفتن خالی کن ، نگران مکان باشی و......
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 1 بهمن 1392 15:54
1. دختره اومده مشاوره. میگه : دوساله عروسی کردم و تقریبا ماهی یکبار کتک خوردم! شوهرم گاهی تفریحی مشروب میخوره. بدمستی هم نمیکنه اما تو همون دوسه ساعت که کله ش داغه ، یه چیزایی به من میگه که بعدش به هیچ وجه یادم نمیره و دلم خیلی میگیره. ازش خواستم بریم مشاوره یا دکتر اما میگه ما که مشکلی نداریم! هرچی از برادر بزرگش و...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 30 دی 1392 19:14
1. دیشب با دخترم رفتیم نمایش "ماه پیشونی". آخه روی بنر تبلیغاتش نوشته بود : مناسب کودکان زیر هشتاد سال :دیییییی خب... البته از نمایش تو اون سطح ، انتظار زیادی نداشتم اما حین اجرا به درک جالبی از خودم رسیدم که برام ارزشمند بود. فهمیدم که هنوز هم میتونم بخندم و توی یه جمع شاد ، فارغ از شغل و ملاحظاتی از این...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 28 دی 1392 16:45
1. ذره بین صبح پنج شنبه ، خوب بود به این لحاظ که چند تا یادداشت از طرف مستمعین رسید دستمون که نوشته بودن وقت زیتون رو بیشتر کنین و جواب حرفاشو منطقی و اصولی بدین :))) آخه یه مهمون کارشناس دعوت شده بود که هرچی من میگفتم و هر حرفی میزدم ، لای یه کتاب که با خودش آورده بود رو باز میکرد و یه پاراگرافشو روخونی میکردooo-000...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 25 دی 1392 17:55
1. پاتوق صبح خوب بود. آخرشم منو ترور میکنن. بی زیتون میشین :دیییی دوست گلم ، خانم مسافر عزیزم ، میدونم اینجا رو میخونین. جاتون خییییییلی خالیه. برای سلامتی تون دعا میکنم :*** 2. فردا صبح ، ذره بین :) دعوت ویژه از همه همشهری های خوبم :) 3. فردا عصر ، جلسه ماهیانه مرکز نور :) 4. دیروز ظهر تا شب ، دخترم با دوتا از دوستاش...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 24 دی 1392 17:25
1. خاک بر سر اون زن بی عقلی که دل به یه مرد متاهل می بنده به این امید که اون مرد ، عاشقش باشه و بهش وفادار بمونه. مردی که به زن خودش وفادار نبوده ، به هیچ زن دیگری هم تعهدی نداره :/ کاش زنهای ساده دل ، اینو می فهمیدن :( 2. یه استرس بزرگ دارم که آخر همین ماه تکلیفش معلوم میشه. خدا کمک کنه که به خیر بگذره :| 3....
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 23 دی 1392 16:40
1. دیشب که داشتم از دفتر میرفتم خونه ، اعصاب مصابم کلا تعطیل بود. تعطیل یعنی در حد عاشورا. هم کمی و هم کیفی :( رفتـــــــــــــــــــــــــــــــم تا رسیدم به گاری کوچولو. داشتم سوار میشدم که یه چیزی تلپ از پام افتاد. نگاه کردم دیدم که بـــــــــعله... صندلامو عوض نکردم که کفشامو بپوشم! خلاصه... وسایلمو گذاشتم تو...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 21 دی 1392 18:47
1. دیروز ، بیستم دی ماه ، سالگرد ترور ناجوانمردانه "امیرکبیر" عزیز ایران بود :( 2. چرا پنج شنبه شب ، ترافیک اینقدر عجیب غریب بود؟؟؟ o-0 دوتا قرارمو تو دفتر کنسل کردم. شرمنده شدم و خجالت کشیدم. زنگشون زدم و گفتم تو ترافیک گیر کردم. اصن یه وضع فجیعی بود o-0 3. دیروز صبح تا ظهر ، تعمیرکار تو خونه بود... :@@@...
-
دگرگونه سی و هفت
پنجشنبه 19 دی 1392 11:26
اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم قضای عهد ماضی را شبی دستی برافشانم چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم دلم صد بار میگوید که چشم از فتنه بر هم نه دگر ره دیده میافتد بر آن بالای فتانم... رفیقانم سفر کردند هر یاری به اقصایی خلاف من که بگرفته است دامن در مغیلانم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 دی 1392 17:37
1. پاتوق صبح امروز ، خوب بود. سه تا مهمون جدید داشتیم که یکیشونو خیلی دوستش داشتم :) 2. لطفا بند آخر پست قبلی رو ، یه بار دیگه بخونین. تاریخ کارگاه ذره بینو تغییر دادیم :) 3. فصل استراحت کارگروه زنان تموم شد و باید آماده دور دوم نشستهای کمیته ها باشیم :))) :*** 4. یه مراجعی داشتم که بیشتر از یکسال پیش با معرفی مرکز...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 17 دی 1392 17:41
1. پسره با رفیقش اومده نشسته روبروم. هی دروغ میگه... هی دروغ میگه... منم مودبانه سر تکون میدم و میگم : بله... بله... رفیقش سرشو انداخته پایین و حتی یه بارم به من نگاه نمی کنه... ته حرفاش میگه: حالا اومدم وکالت بدم به شما که پیگیر باشین. من: من متاسفم. به حرفاتون گوش دادم اما چون همش دروغ بود نمیتونم وکالت شما رو...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 16 دی 1392 16:46
1. خداجونم ، مرسی بابت برف بسیار زیبا و پربرکتی که فرستادی. الهی این بنده کوچولوت قربونت بشه. بیا بغلت کنم عزیز مهربون من :****** 2. ییهوووو سر چهارراه ، ترمز گاری کوچولو نگرفت... آقا قلب زیتون از جا کنده شد... همینجور دوسه ثانیه واسه خودمون سر خوردیم رو برفا ولی شکر خدا هیـــــــــــچ عابر و ماشینی نبود که منجر به...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 15 دی 1392 17:08
1. دوباره سوز سرمای خشک :@ 2. از هر ده تا مشاوره خانواده ، هفت تاش موضوعش خیانته. کجا داریم میریم آخه؟! :@ o-0 3. قاضی یکی از شعب کیفری ، تو پرونده ای که یه متهم داره و جرمش ، جعل و استفاده از سند مجعوله ، با وصف اینکه مبالغ کل چکهای مجعول فقط حدود دویست میلیون تومنه و پرونده فقط دوتا شاکی داره ، قرار سه میلیارد تومنی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 14 دی 1392 19:08
1. دو روز تعطیلی رو با فضاحت پشت سر گذاشتم :@@@ یعنی روزی میشه که من از تعطیلی خوشم بیاد؟؟؟ :| 2. فردا قراره یه خوراک ماهی درست کنم که مزه ش با تمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم خوراک ماهی هایی که تا امروز خوردم یا درست کردم ، فرق خواهد کرد. هفته قبل هم ، یه مرغ مسمی و یه ته چین مرغ درست کردم که مزه اونم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 11 دی 1392 16:35
1. آدمم اینقدر بی جنبه؟؟؟ همش هفده روزه که تو برنامه کنترل غذایی (رژیم؟ ابدا! فقط کنترل :دی) هستماااا. اونوقت سه کیلوووووووووووو کم کردم :))) همش دهنم داره میجنبه و دارم میخورم اما سه کیلوووووووووووووو کم شده :))) بهترین حسن این برنامه اینه که آدمو مجبور میکنه به خوردن مرتب روزانه و شبانه مقادیر مشخصی از شیر و ماست و...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 11 دی 1392 07:58
سال نو میلادی به همه دوستان خوب ارامنه به خصوص کارن عزیزم و هلگای نازنینم و جناب آوات مبارک باشه. امیدوارم یک سال پر از شادی و خیر و برکت و صلح و عشق ، پیش روی هممون باشه. پ.ن با تاخیر و عذرخواهی ، تولد پیامبر بزرگ الهی ، مبشر دوستی و رحمت ، عیسی پسر مریم پاک رو به همه رهروان راه یکتاپرستی ، تبریک میگم.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 8 دی 1392 18:12
1. خییییییییییییلی واسه دوستم ناراحتم... سه ساله متوالیه که شوهرش تو آزمون ورودی کانون وکلا شرکت میکنه و قبول نمیشه... خییییییییییییییلی زیاد واسه دوستم ناراحت و نگرانم :"((( 2. فردا صبح ، دادگاه :| 3. واسه دوستم ناراحتم :"((((((((((((((((((((((((((((((((((((( پ.ن 1. پشی عزیز ، اگه اینجا رو میخونی و صلاح...